سخت ترين معاينه من | کاسه دانلود!

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » سخت ترين معاينه من

سخت ترين معاينه من

سخت ترين معاينه من
 
‎10 ا کتبر 2012 … «آره. به مریض بعدی ساعت چند وقت دادید؟» خانم صابرگقت:»4″ و رفت. من دوباره https://maralpashayi.wordpress.com/2012/10/10/پنجم-2/ضعف و اضطراب گرفتم. چه کار میخواست با رحم من بکند؟ برای چی میخواست صاف
نگهش دارد؟ دکتر با صندلی معاینه یک کم ور رفت و به من گفت:»خوب حالا که حالت
بهتره بیا اینور تا من یک سونوی دیگه بگیرم». «باز سونوگرافی؟ برای چی؟
 
‎10 ا کتبر 2012 … درب را باز شد وهوای سرد توی صورتم خورد. با اینکه آنروز بیرون هوا گرم بود، داخل مطب https://maralpashayi.wordpress.com/2012/10/10/اول/خیلی سرد بود. دیوارهای اتاق آبی روشن بودند که به احساس سرمای من اضافه میکرد. مثل
یک بیمارستان خیلی شیک، با کف سنگ و صندلی های آبی. از دیروز بعد از ظهر چیزی
نخورده بودم، قند خونم…
 
‎اماده شدم و اومد معاينه كرد. يه لبخند زد و گفت : من هنوزم حاليم نشده كه چرا اومدي براي www.as-az.blogfa.com/post-10.aspxمعاينه! تو كه سالمي! من: مي دونستم. ممنون. دكتر فضول موند توو كف اين كه من رو براي
چي بردن اونجا. از اتاق كه اومد بيرون باباي مهبد بهم يه شكلات داد و يه لبخند از روي
مهربوني زد و رفت داخل اتاق خانم دكتر. مهبد اومد و كنارم و گفت سخت بود؟ من: نمي دووونم.
 
‎سخت ترین معاینه پزشکی من. maralpashayi سخت ترین معاینه پزشکی …farsibuzz.ir/news/سخت-ترین-معاینه-من 
‎سخت ترین معاینه پزشکی … »من پسر بزرگ دارم میدونید که، خیلی سخته! بهتره مارال farsibuzz.ir/news/سخت-ترین-معاینه-پزشکی-مارالپیش خودتون …
 
‎maralpashayi سخت ترین معاینه پزشکی من سخت ترين معاينه من bestparsian سخت https://adpin.ir/fa/سخت_ترین_معاینه_پزشکی_من_2ترین معاینه پزشکی مارال دانلود انتخاب های سخت خاطرات هیلاری کلینتون رایگان
سختی های رشته پزشکی کنکور konkur in مراحل معاینات پزشکیطب صنعتی آزمون
های استخدامی ایران 닥터 최태수 tx techonews خدمتی دیگرجهادگران بسیجی با طعم …
 
‎سخت ترين معاينه من 2 10 ا کتبر 2012 … «آره. به مریض بعدی ساعت چند وقت دادید؟20site.ir/سخت-ترين-معاينه-من-2/ 
میخواست صاف نگهش دارد؟ دکتر با صندلی معاینه یک کم ور رفت و به من گفت:»خوب 10/10/پنجم-2/ضعف و اضطراب گرفتم. چه کار میخواست با رحم من بکند؟ برای چی حالا …
 
 

*دردانه قلبم* | سخت ترین روز های عمرم – نی نی وبلاگ
‎14 ا کتبر … کارم تا خود عصر گریه بود با مادرجون ساعت 5 رفتیم دکتر وقتی نوبتم شد و رفتم fereshteman93.niniweblog.com/post/…/سخت-ترین-روز-های-عمرم.htmlتو دکتره با نگاه به اشکام فهمید چی شده به سونو نگاه کرد روبه من شد … بار شیاف
 

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS